ماجرای قطاری سرگردان در بین دو جهان- ویدئو

بیش از یکصد سال پیش , در ایتالیا یک قطار سه واگنهی ویژه برای سفر توریستی تعدادی از ثروتمندان به سوئیس آماده شد. مسافران سوار شدند و قطار بصورت عادی در مسیر خود حرکت می کرد . اما به ناگهان , این قطار به همراه مسافران ناپدید شد. با این حال پس از گذشت سال ها از آن جریان, قطار مذکور در بعضی از نقاط جهان رؤیت شد.

پس از گسترش سیستم ریلی در جهان, خبر بعضی از اتفاقات غیر طبیعی و اسرارآمیز در مورد قطارها , بین مردم شایع شد و در مواردی از آنها, کسانی که شاهد ماجرا بوده اند حتی نسبت به درستی اظهارات خود, سوگند خورده اند. حال می پردازیم به یکی از این اتفاقات اسرارآمیر.

در سال 1911 میلادی, جمعی از خانواده های طبقه اشرافی ایتالیا , تصمیم می گیرند تا از سوئیس که در آن زمان درحال رونق گرفتن اقتصادی بود دیدن کنند و همچنین با فرصت های سرمایه‌گذاری در آن کشور آشنا شوند. به همین منظور , قطاری ویژه تدارک دیده شد. قطاری با سه واگن نوزده متری که واگن اول به دو قسمت شده بود و یک قسمت از آن با استفاده از ورقه های فولادین , به یک گاوصندوق بزرگ تبدیل شده بود. دلیل آن هم این بود که این مسافران ثروتمند , به مقدار زیادی پول و اشیاء گرانبها به همراه خود می بردند.

لوکوموتیوی با نیروی بخار آب که واگن ها را یدک می کشید  « زانتّی »  (Zanetti)نام داشت و سرعت آن 45 کیلومتر در ساعت بود. در آن سالها, قطارها با نام لوکوموتیوی که واگن ها را یدک می کشید شناخته می شدند. قطار زانتّی در ماه نوامبر سال 1911  با 106 مسافر و 3 پرسنل از ایستگاه ترمینی  (Termini)شهر رم در ایتالیا حرکت خود را آغاز نمود. قطار زانتّی بدون هیچ مشکلی به شهر میلان رسید. اما در ادامه مسیر در روز 24 نوامبر سال 1911, وقتی وارد تونل لومباردی شد به طور اسرارآمیزی ناپدید شد. از تمامی سرنشینان قطار, فقط دو نفر که در بالکن آخرین واگن مشغول سیگار کشیدن بودند توانسته بودند در آخرین لحظه با بیرون پریدن از قطار , خود را نجات دهند. بر اساس گفته های این دو مسافر, در تونل , نوری کاملا آبی و بسیار درخشان مشاهده کرده و صدایی بسیار وحشتناک شنیده‌اند و بعد هم ترسیده و از قطار به بیرون پریده‌اند و قطار همان لحظه ناپدید شده است.

لومباردی یکی از اسرارآمیزترین مکان‌های تاریخی ایتالیا است. نام این منطقه هم از قومی اسرارآمیز به نام لومباردها گرفته شده است. لومباردها از نظر اعتقادی , به وایکینگ ها شباهت داشته‌ اما جنبه خشونت و وحشیگری در میان آنان بیشتر بوده است. لومباردها همانند وایکینگ ها برای خدایان خود , انسان قربانی می کرده اند. در زمان کنونی عده کمی از لومباردها در اطراف میلان زندگی می کنند و با اینکه به نظر می رسد دین مسیحیت را پذیرفته اند اما باورهای اجدادی خود را هنوز هم فراموش نکرده اند.

در محل ساخت تونل لومباردی , یک غار بزرگ وجود داشته و بنا به مکتوبات به جا مانده از لومباردها , این غار دروازه عبور به بُعدهای دیگر بوده است. این مکان برای آنها بسیار مقدس بوده و انسان های زیادی را قربانی کرده‌اند. پس از ناپدید شدن قطار , تونل مورد بررسی قرار گرفت اما نتیجه‌ای حاصل نشد. در سطح دیوارهای تونل , اثری از برخورد قطار یافت نشد اما لکه‌های بزرگ ناشی از سوختگی دیده می شد. مسئولان منطقه ای پیگیر قضیه نشدند چون در آن دوران سرقت از قطارها , شایع بود. ولی چیزی که به آن توجه نشد این بود که سرقت یک قطار بطور کامل , هرگز اتفاق نیفتاده بود. توضیحات دو مسافر نجات یافته نیز مورد بی‌توجهی قرار گرفت و بزودی , رویداد ناپدید شدن قطار زانتّی هم به فراموشی سپرده شد.

در سال 1926  یکی از نزدیکان مسافران ناپدید شده, در مصاحبه با یک روزنامه محلی, در حادثه ناپدید شدن قطار زانتّی , دولت ایتالیا را مقصر دانست و دلیل آورد که بعضی از مسافران به بروکرات ها رشوه پرداخته بودند و خود دولتمردان هم در بسیاری از کارهای کثیف دست داشته اند. او همچنین گفت که در قطار اشیاء قیمتی بسیار زیادی بوده و دولت برای تصاحب آنها, قطار و مسافران را از بین برده است.

در سال 1935 در مکزیک که ده هزار کیلومتر با ایتالیا فاصله دارد , بعضی ها ادعا کردند که قطاری متشکل از سه واگن را دیده اند. نقطه مشترک در ادعای این افراد این بود که روی لوکوموتیو کلمه زانتّی نوشته شده و پرده پنجره های واگن ها بسته بوده اند. یکی از این افراد دلیلی هم ارائه کرد. یک جعبه تنباکو که به گفته او, از پشت پرده یکی از واگن ها به بیرون پرت شده بود. این جعبه تنباکو اکنون در موزه ای در مکزیک نگهداری می شود. این نوع جعبه , پیش از حرکت قطار بعنوان خاطره سفر به هریک از مسافران اهداء شده بود. تونل لومباردی در اثنای جنگ جهانی اول از طرف دشمنان بمباران و نابود شد.

در سال 1950 هم عده ای از اهالی یک دهکده‌ای در هندوستان ادعا کردند که در مسیر خط آهنی که از نزدیکی آنجا می گذرد ده دقیقه بعد از نیمه شب , یک قطار سه واگنه که با بخار آب کار می‌کرده و روی لوکوموتیو کلمه زانتّی نوشته شده را مشاهده کرده‌اند.

24 سال بعد از آن, در سال 1964 هم , قطار زانتّی در منطقه کریمه شوروی مشاهده شد. تمامی مسافرانی که در آن ایستگاه حضور داشته اند آن قطار را دیده بودند. بنا به گفته شاهدان , روی لوکوموتیو کلمه زانتّی نوشته و دارای سه واگن بوده که پرده همه واگن ها کشیده شده بود و درحالی که از زیر چرخ های آن جرقه های آتش تولید می شد از آنجا عبور کرده است. لازم به ذکر است که در آن زمان قطارهای بخار از دور خارج شده بودند . همچنین عرض ریل های شوروی و اروپا از نظر اندازه با یکدیگر متفاوت بودند . مسئولان حکومتی شوروی اگرچه حضور قطار زانتّی را امری محال دانستند اما با وجود آن همه شاهد , بر آن شدند تا موضوع را بررسی کنند. شاهدان عینی , یک به یک مورد بازجویی  و از نظر سلامت روانی مورد معاینه قرار گرفتند. در پایان تحقیقات اعلام شد که همه آن شاهدان به طرزی عجیب دچار  توهم جمعی شده اند. اما وجود علائم اصطکاک در راه آهن را هم در گزارش خود قید کردند.

در سال 1991 نیز در منطقه پاولووای روسیه (Pavlova) قطار زانتّی دوباره دیده شد. یک مرد جوان هم به آن قطار که آهسته حرکت می کرد سوار شد. آن مرد جوان دیگر دیده نشد و بعنوان شخص مفقود اعلام گردید. باز هم در راه آهن آثار اصطکاک دیده شد.

آیا قطار زانتّی نمونه ای از اثبات سفر در زمان است ؟ عده ای عقیده دارند که قطار زانتّی در یک جهان موازی سرگردان شده و مرتبا از جهانی به جهان دیگر می لغزد. برخی مدعی شده اند اين قطار در زمان گم شده و در ابعاد موازی ناپديد شده است.

نظر شما چیست؟ آیا دوست داشتید شما هم یکی از مسافران آن قطار می بودید؟