بی رحم ترین دیکتاتورهای تمام دوران

تاریخ بشریت ‍پر است از حاکمانی که بی رحم و دیکتاتور بوده اند. در این ویدیو با تعدادی از این نوع رهبران آشنا می شویم که نام آنها از دیگران پیشی گرفته است.

 آدولف هیتلر:

پیشوای  آلمان نازی در سالهای 1939 تا 1945 که  یک دیکتاتور به تمام معنا که در اروپا و جهان، باعث مرگ بیش از 11 میلیون نفر شد. هیتلر برای عملی کردن طرح خود برای ایجاد نژاد برتر، اردوگاههای کار اجباری ایجاد کرد و تمامی مخالفان و مردم قومیت هایی که دشمن می پنداشت را به این اردوگاهها فرستاد که تا حد مرگ شکنجه و نابود می شدند. بر اساس برخی گزارشها، در دوران هیتلر، نازی ها بیش از یازده میلیون نفر را به طور عمد از میان بردند.  . آنطور که گفته می شودهیتلر و همسرش در پایان جنگ جهانی دوم، وقتی خبردار شدند که نیروهای روسیَ به برلین نزدیک شده اند در پناهگاه ، خودکشی کردند.

ایدی امین Idi Amin

1971- 1979.  

یک نظامی اوگاندایی به نام ژنرال امین از طریق کودتای نظامی ، حکومت را به دست گرفت و خودش را رییس جمهور کشور اعلام کرد. او هشت سال حکومت کرد. در تاریخ جهان، او بعنوان یکی از بی رحم ترین دیکتاتورها شناخته می شود. اوگاندا که ده میلیون نفر جمعیت داشت نیم میلیون نفر توسط او به دلایل مختلف به قتل رسیدند. مخالفان خود را زنده زنده به کروکودیل ها می داد  بعضا سرهای بریده شده مخالفان سیاسی خود را در فریزر نگه می داشت. اگرچه می گفت گوشت انسان برای ذایقه او بیش از حد شور است. او همچنین پاکستانی ها و هندی تبارها را از اوگاندا اخراج کرد. همچنین بخش بزرگی از بودجه کشور را صرف تقویت ارتش کرد که عملا باعث افول اقتصادی کشور و افزایش نارضایتی ها شد. در سال 1978 ژنرال امین سعی کرد منطقه کاگرای تانزانیا را ضمیمه اوگاندا بکند. رییس جمهور وقت تانزانیا دستور حمله به اوگاندا را صادر کرد و مدتی بعد ارتش تانزانیا و نیروهای شورشی توانستند با تصرف پایتخت، ژنرال امین را از قدرت ساقط   کنند. او ابتدا به لیبی ، بعد به عراق و در نهایت به عربستان تبعید شد و در سال ۲۰۰۳ در همانجا مرد.

مائو تسه تونگ Mao Zedong

مائو تسه تونگ یا به عبارتی رئیس مائو، یک انقلابی کمونیست که بنیانگذار جمهوری  خلق چین بود که از زمان تأسیس جمهوری خلق چین در سال 1949 تا زمان مرگش در سال 1976 به عنوان رئیس حزب کمونیست چین حکومت کرد. در سالهای 1958 تا 1962 برای توسعه کشاورزی در چین طرح جهش بزرگ به جلو را به اجرا درآورد. در سال 1966 هم انقلاب بزرگ فرهنگی پرولتاریا را اعلام کرد و میلیونها نفر تحت تعقیب قرار گرفتند. در دوران مائو ، صنعت و کشاورزی تحت کنترل دولت قرار گرفت. هر مخالفتی به سرعت سرکوب شد. گزارشها حاکی از آن است که در دوران مائو   ، به دلیل سیاست های مستبدانه، ، قحطی ناشی از سیاست ها غلط اقتصادی و کار اجباری و اعدام ها، حدود 40 میلیون چینی کشته شدند.

جوزف استالین Joseph Stalin

در اواخر دهه 1920 ، در شوروی پس از مرگ لنین، قدرت را به دست گرفت. خواهان حکومت مطلق بود. تمامی مخالفان خودش را سر به نیست کرد. قدرت و اختیارات پلیس مخفی را افزایش داد و حتی مردم را به جاسوسی از یکدیگر تشویق کرد. با این رویه، با گزارش های  به اصطلاح  مردمی ، میلیونها نفر اعدام شدند یا به اردوگاههای کار اجباری در سیبری فرستاده شدند. استالین همچنین طرحی به نام پاکسازی بزرگ را به اجرا درآورد که بر اساس آن افرادی که مورد کوچکتری سوء ظن بودند از ارتش و حزب کمونیست اخراج و یا نابود شدند. استالین در سالهای آخر عمر خود، دوچار بیماری پارانویا یعنی سوء ظن نسبت به همه شد و در نهایت در سال 1953 در سن 74 سالگی به دلیل عارضه قلبی مرد.

پل پات Pol Pot

سیاستمدار کامبوجی که شیفته سیاست های مائو در چین بود. در سال ۱۹۷۵ با یک کودتا قدرت را در کامبوج به دست گرفت. رهبر گروه  خمرهای سرخ بود. اینها گروهی از دهقانان انقلابی  بودند که کشور را کاملا نظامی کردند. رهبری پل پات چهار سال طول کشید اما در این مدت کوتاه هم ، چنان سیاست بی رحمانه ای را در پیش گرفت که خمرهای سرخ، حدود دو میلیون نفر از جمعیت هشت میلیونی کامبوج را گروه گروه در گودالها به رگبار بستند. هدف او ایجاد یک مدینه فاضله ای بود که در آن شهر و روستا فرقی با هم نداشته باشند و اکثر مردم به کشاورزی مشغول باشند. پل پات نقش پول در اقتصاد را حذف کرد. تمامی املاک مردم را از دستشان گرفت. مردم را مجبور می کرد تا آموزه های مائو را بیاموزند. همه شهروندان مجبور بودند مثل مائو لباس سیاه بپوشند. روشنفکران به قتل رسیدند. خمرهای سرخ در تبلیغات خود تکرار می‌کردند که «برای کشوری که ما می خواهیم بسازیم یک میلیون انقلابی کافی است. به بقیه احتیاجی نداریم. خمرهای سرخ بالاخره در سال 1979 با حمله ارتش ویتنام به کامبوج سرنگون  شدند . پل پات در سال 1998 در 72 سالگی به دلیل نامعلوم مرد.

 

صدام حسین

صدام حسین از گاز خردل و اعصاب علیه کردها استفاده کرد.  به ایران حمله کرد. در این جنگ یک میلیون نفر کشته شدند. در سال ۱۹۹۰ هم به کویت حمله کرد و در این جنگ هم 85 هزار نفر کشته شدند. و پایانش را هم دیدیم که در یک سوراخ موش پیدا شد و آخر سر هم به دار آویخته شد.

ملکه مری Queen Mary I (Bloody Mary)

مری اول ، تنها فرزند پادشاه بدنام انگلستان هنری هشتم بود. مری در سال 1553 ملکه انگلیس شد. حاکمان قبلی انگلستان از   مذهب پروتستان حمایت می کردند اما مری برای احیای مذهب کاتولیک به عنوان دین اصلی انگلیس تلاش کرد و حتی با فیلیپ دوم اسپانیایی که یک کاتولیک بود ازدواج کرد. مری در طول سال های سلطنت ، صدها پروتستانی را در آتش سوزانده و به قتل رساند. برای همین هم به او مری خونین گفته شد.

خورلوگیین چویبالسان Хорлоогийн Чойбалсан

خورلوگین یک نظامی و سیاستمدار اهل مغولستان بود. خورلوگین چند بار با استالین دیدار کرد. تمام تلاش خود را کرد تا روش حکومتی استالین در شوروی را در مغولستان به کار ببرد. به همین منظورَ خورلوگین یک سیستم کاملا دیکتاتوری ایجاد کرد و مخالفان را به شدت سرکوب کرد و ده ها هزار نفر را از بین برد. گفته می شود که خورلوگین در اواخر حکومت خود، حتی برخی از اعضای برجسته حزب کمونیست خودش را هم اعدام  کرد

فرانسیسکو فرانکو Francisco Franco

ژنرال فرانکو با کمک آلمان نازی و ایتالیای فاشیست در دهه 1930، دولت منتخب دموکراتیک جمهوری دوم اسپانیا را سرنگون کرد. در دوران رژیم او، بسیاری از شخصیت های جمهوری خواه کشور را ترک کردند و بقیه توسط دادگاه های نظامی محاکمه شدند. فقط مذهب کاتولیک مجاز بود، زبان کاتالان و باسک در خارج از خانه ممنوع بود، مانند همه دیکتاتورها، ژنرال فرانکو هم برای شناسایی و نابودی مخالفان، یک شبکه بزرگ پلیس مخفی ایجاد کرده بود. گفته می شود فقط در فاصله سالهای 1939 تا 1944 حدود دویست هزار نفر اعدام شده اند.  با این حال ، با گذشت زمان، کنترل پلیس و سانسور در کشور ضعیف شد. در بازار آزاد اصلاحات انجام شد. ژنرال فرانکو همچنان بر سر قدرت بود تا اینکه در سال 1975 در سن 83 سالگی مرد. جسد او در در دره شهدا دفن شد اما در سال 2019 ، دولت اسپانیا جسد او را به گورستان دیگری در مادرید منتقل کرد. .

دیکتاتورها فقط محدود به این چند نفر نیستند. بلکه لیست بلند بالایی از آنها وجود دارد که همگی در تاریخ ثبت شده اند.

در پایان٫ دوران دیکتاتوری پدر و پسر در هائیتی  کمی مفصل تر توضیح داده می شود.

فرانسوا دووالیه  François Duvalier

فرانسوا دووالیه ، یک پزشک و سیاستمدار اهل هائیتی بود. در جوانی پزشک بود و آن قدر به فکر درمان و حمایت از هم وطنان فقیرش بود که به رایگان آنها را درمان می کرد به همین دلیل هم در بین مردم با نام بابا دوکPapa Doc یعنی بابا دکتر معروف شده بود. هائیتی تحت سلطه آمریکا بود. حاکمان هائیتی سرسپرده آمریکا و سرکوبگر بودند.۹۵ درصد از مردم هائیتی سیاه‌پوست و ۲٫۵ درصد مولاتو (دورگه سفیدپوست و سیاه) و سفیدپوست هستند. همین سفیدها و دورگه ها ٫ پست های کلیدی کشور را در دست داشتند. فرانسوا خودش را به رئیس جمهور نزدیک کرد و به مقام مدیر کلی خدمات بهداشت عمومی هائیتی منصوب شد. بعد وزیر بهداشت شد. در آن دوران کودتا شد و فرانسوا با آن مخالفت کرد و مدتی بعد هم متواری شد. دو سال بعد یعنی سال 1956 که دولت کودتا تضعیف شده بود فرانسوا نامزد ریاست جمهوری شد و پس از کش و قوس های فراوان در سال 1957 با شعار ملی گرایی سیاهپوستان و اصلاحات مردمی بعنوان رئیس جمهور هائیتی انتخاب شد. در همان ابتدا در جهت حمایت از سیاهپوستان هم وطن خود، قانون اساسی را تغییر داد. اکثر دو رگه ها و سفیدپوستان را از پست های کشوری و لشکری اخراج و سیاهپوستان اصیل را جایگزین آنها کرد. در سال 1958 سه افسر تبعیدی و پنج مزدور آمریکایی سعی کردند دولت فرانسوا را سرنگون کنند اما ارتش توانست کودتا را خنثی کند اما همین وضعیت باعث شد فرانسوا اعتماد خود به ارتش را از دست بدهد. فرماندهان رده اول ارتش را تغییر داد. گارد ریاست جمهوری را به یک سپاه مستقل تبدیل کرد. فرانسوا برای تحکیم پایه های قدرت خود، یک گروه بسیجی داوطلب یعنی گروه شبه نظامی روستایی خطرناک به نام تونتون ماکوت Tontons Macoutes   ایجاد کرد طوری که فقط در عرض دو سال، تعداد اعضای این شبه نظامیان داوطلب دو برابر ارتش شده بود. البته این شبه نظامیان کاملا مسلح نشدند و بیشتر بعنوان عامل سرکوب و خبرچین عمل می کردند. اینان افراد بیسواد روستایی بودند که کورکورانه از حکومت وقت حمایت می کردند. اکثر آنها بدون تفنگ بودند اما وقتی فرمانی صادر می شد با چوب، سنگ و قمه به جنگ مخالفان می رفتند.

در سال 1959 فرانسوا که مبتلا به دیابت و مشکلات قلبی بود دچار حمله قلبی شد و به مدت نه ساعت به کما رفت. پش از به هوش آمدن قدرت را به باربات، رهبر تونتون ماکوت سپرد. یعنی فرمانده شبه نظامیان روستایی. فرانسوا وقتی کمی حالش بهتر شد دوباره اختیارات را به دست گرفت و باربات را هم به زندان انداخت چون فکر می کرد او می خواسته خودش رئیس جمهور بشود. باربات در سال 1963 آزاد شد. باربات در صدد انتقامجویی برآمد. توطئه شکست خورد و باربات متواری شد. کشتار افراد مشکوک و لشکریان پیشین آغاز شد. جستجو ناموفق بود و به فرانسوا گفته شد که باربات به یک سگ سیاه تبدیل شده است. فرانسوا هم که به دلیل اعتقاداتش ، جادو و خرافات را باور داشت دستور داد تا همه سگ های سیاه در هائیتی کشته شوند. تا این که بالاخره ، اعضای شبه نظامیان روستایی یعنی تونتون ماکوت ها ، مدتی بعد باربات را دستگیر و به قتل رساندند.  آن چنان که می گویند فرانسوا دووالیه پس از حمله فلبی دچار روان پریشی شده بود و دیگر یک انسان با رفتار عادی نبود. بعنوان مثال، در یک مورد دستور داد سر یک شورشی را منجمد کنند و نزد او بیاورند تا بتواند با روح او صحبت کند. به دستور فرانسوا سوراخ هایی در دیوار اتاق های بازجویی ایجاد شده بود که شکنجه مخالفان بازداشت شد ه یا انداخته شدن آنها در اسید سولفوریک  را تماشا می کرد .

فرانسوا با آن که هنوز دو سال به پایان دوره ریاست جمهوری او باقی بود انتخابات برگزار کرد. انتخاباتی که فقط خودش کاندید بود. آری یا نه. تقلبی کاملا آشکار هم صورت گرفت. 99.9 درصد آراء را کسب کرده بود چون همه برگه های رای از قبل آری علامت خورده بود. بعد از اعلام نتایج هم با کمال وقاحت اعلام کرد که: »من اراده مردم را می پذیرم. به عنوان یک انقلابی حق نادیده گرفتن خواست مردم را ندارم«. در سال 1964 فرانسوا خودش را رئیس جمهور مادام العمر هائیتی اعلام کرد.

فرانسوا در اوایل دوران حکومت خود بر هائیتی، با آمریکا رابطه داشت اما وقتی فرانسوا برای تمدید دوران ریاست جمهوری اش در صدد تغییر قانون اساسی برآمد آمریکا مخالفت کرد و دشمنی با آمریکا شروع شد.  اما به روش های محتلف ، از محل کمک های بین المللی و حتی از خود آمریکا ، میلیون ها دلار پول گرفت. فرانسوا مخالف سرسخت کمونیسم بود طرفداری از کمونیسم جنایت اعلام شد و طرفداران کمونیسم در معرض اعدام قرار گرفتند. همین حرکت باعث شد آمریکا ریاست جمهوری فرانسوا را به رسمیت بشناسد و روابط تا حدودی احیا شد.

تا زمان فرانسوا مسیحیت تبلیغ می شد. الان هم حدود ۸۰ درصد از مردم هائیتی مسیحی کاتولیک و حدود ۱۶ درصد نیز پروتستان هستند. البته عده ای هم مسیحیت و اعتقادات اجداد خود را تلفیق کرده اند.  دین یا اعتقاد اجدادی هائیتی به نام وودو Voodoo تقریبا داشت فراموش می شد. وودو, اعتقادی برپایه جادوگری و خرافات می باشد. فرانسوا دووالیه،  وودوو را احیاء کرد و به مرور از طریق همین اعتقادات، از خودش مقدس سازی کرد. خودش را بزرگترین رهبر اعتقادی وودو اعلام کرد. برای اینکه ابهت و قداست خودش را بیشتر نشان بدهد تصاویری شبیه ژست های ارواح مورد اعتقادشان منتشر می کرد. موقع سخنرانی عینک دودی میزد و با لحن تند صحبت می کرد تا ابهت بیشتری داشته باشد. برای جلب حمایت مسیحیان هم از این روش ها استفاده می کرد. تصاویری را منتشر می کرد که عیسی مسیح او را نوازش می کند یا به او اشاره می کند.

فرانسوا دووالیه در سال 1971 در سن 64 سالگی در اثر بیماری قلبی و دیابت مرد و همانند همه جوامع دیکتاتوری ، حکومت موروثی شد. بعد از او پسر ۱۹ ساله اش به نام ژان کلود معروف به بیبی داک یعنی پسر دکتر ، رئیس جمهور شد. او هم در سیاست راه پدر را ادامه داد تا اینکه با شورش مردم مواجه شد و در سال 1986 به فرانسه گریخت. در سال 2011 به هائیتی برگشت و چندین با توسط شورای نظامی مورد بازجویی قرار گرفت و در نهایت در سال 2013 قبل از دادگاهی شدن مرد.

بنا به گزارش ها، در طول حکومت ۱۴ ساله فرانسوا دووالیه ، حدود سی تا 60 هزار نفر به قتل رسیدند. اما با این همه سرکوب و جنایت باز هم فرانسوا در میان اکثریت سیاهپوست هائیتی طرفداران زیادی داشت. چون تا قبل از او دورگه های سفید و سیاه که طبقه ممتاز جامعه محسوب می شدند در راس امور بودند و سیاهپوستان واقعی به عنوان شهروندان درجه دوم محسوب می شدند. فرانسوا از سیاهپوستان اصیل حمایت کرد و وضع اقتصادی آنها هم کمی بهتر از گذشته کرد  اماوضع مالی نزدیکان فرانسوا و مقامات از طریق رانت ، رشوه و اختلاس بسیار عالی شده بود.

در دوران حکومت پدر و پسر ، توسط گروه شبه نظامی تونتون ماکوت، مخالفان به طرز وحشیانه ای سرکوب شدند. روزنامه نگاران و دانشجویان و اتحادیه هایی که کوچکترین انتقادی از دولت می کردند تار و مار شدند. پدر و پسر بخش بزرگی از بودجه عمومی را برای خودشان برداشت می کردند.

هائتی هنوز هم از استبداد رهایی پیدا نکرده و فقر و بدبختی همچنان گریبانگیر مردم است.