پر هزینه ترین اشتباه در تاریخ چین

آیا می دانید در همین چند دهه گذشته دولت چین برای نابودی گنجشک ها هم بسیج عمومی کرد اما تاوان بسیار سنگینی پرداخت کرد!

جنگ بین انسانها را بخوبی می دانیم چیست اما اعلان جنگ گنجشک و غیره

هیچ کدام از ما دوست نداریم در اطرافمان  پشه و مگس و مار و عقرب ببینیم. در این ویدئو به مواردی اشاره می کنیم که دولت تصمیم می گیرد در کل کشور یا بصورت منطقه ای َ جانداری را نابود کند اما بعد متوجه می شود که یک جای کار ایراد دارد.!

رهبر حزب کمونیست چین  در سال 1958 اشتباهی مرتکب شد که باعث مرگ بیش از چهل میلیون چینی شد.

مائو , رهبر حزب کمونیست چین, برای بازسازی اقتصاد چین و توسعه کشورش, طرح جهش بزرگ به جلو را به اجرا درآورد که بر اساس آن, چین باید در زمینه تولید فولاد و محصولات کشاورزی به یکی از برترین کشورها تبدیل می شد. یکی از اولین گام های این طرح, کمپین چهار آفت نام داشت. در این ویدئو در مورد این بخش از طرح, صحبت می کنیم. کارشناسان چینی به این نتیجه رسیده بودند که پشه ها, مگس ها , گنجشک ها و موش ها باید از بین بروند. به ظاهر شاید ما هم مخالفتی با نابودی پشه ها , مگس ها و موش ها نداشته باشیم اما گنجشک ها چرا باید نابود می شدند؟ ظاهرا کارشناسان مائو معتقد بودند که گنجشک ها , میوه ها و غلات کشاورزان و باغداران را زیادی می خورند و به همین دلیل  باید نابود شوند. دولت , برای اجرای این طرح شهروندان خودش را تشویق کرد تا با دریافت انواع طبل و فشفشه و چیزهایی که سروصدای بلندی ایجاد می کردند علیه گنجشک ها بسیج بشوند. دولت همچنین اعلام کرد به کسانی که به تعداد زیاد, لاشه گنجشک تحویل بدهند پاداش خواهد داد. چینی ها چه کردند؟ حتی کودکان هم با در دست گرفتن طبل , قابلمه و ماهی تابه , در اطراف پخش شدند و به ایجاد سروصدا پرداختند. گنجشکها هم از ترس پرواز می کردند اما چینی ها همه جا بودند و گنجشک ها نمی توانستند هیج جایی فرود بیایند و استراحت کنند. در نهایت آنها از فرط خستگی روی زمین می افتادند و مردم آنها را جمع می کردند. طرح نابودی گنجشک ها بسیار موفقیت آمیز بود. تعداد گنجشکها به قدری کاهش یافت که تقریبا نزدیک بود نسل آنها در چین منقرض شود. اکنون خیال مردم و دولت از بابت گنجشک ها راحت شده بود. دیگر گنجشکی نبود که به غلات و میوه ها آسیب برساند. یک موفقیت عالی و شاید هم یک اشتباه فاحش.

چینی ها خیلی زود متوجه شدند که این گنجشک های معصوم , بیشتر ملخ می خوردند تا غلات و میوه. چون بعد از نابودی گنجشک ها تعداد ملخ ها در چین به قدری زیاد شد که قابل کنترل نبودند. گروه های بسیار بزرگ ملخ ها , در سرتاسر چین حرکت می کردند و هر چیز قابل خوردن که در مقابلشان بود را می خوردند و نابود می کردند. ملخ ها باعث بزرگترین قحطی در تاریخ چین شدند. در آن قحطی بزرگ بر اساس آمار ، بین سی تا چهل و پنج میلیون چینی از گرسنگی مردند. دولت چین که به اشتباه خود پی برده بود چند سال بعد را مشغول وارد کردن گنجشک زنده از شوروی بود تا دوباره بتواند تعداد گنجشک ها را افزایش بدهد تا بتواند حشراتی مثل ملخ  را کنترل کند. سالهای بین 1959 تا 1962 , بدترین سالهای مردم چین بودند. ولی این نکته را هم باید اضافه کرد که دولت چین حتی در آن سالها هم , بخش زیادی از غلات سالم مانده را  به کشورهای اروپای شرقی صادر می کرد و در قبال آن , تسلیحات نظامی می گرفت و حتی به گروه ها و کشورهای طرفدار خودش , کمک های غذایی و مالی ارسال می کرد.

 



حالا بریم به هندوستان صد سال قبل:

اثر کبرا: The Cobra Effect در اوایل سالهای 1900 , زمانی که هندوستان مستعمره بریتانیا بود مسئول ارشد بریتانیایی در هند, برای از بین بردن مارهای کبرای سمی در شهر دهلی نو, اعلام کرد که به ازاء هر کبرای مرده که تحویل دولت می شود جایزه داده خواهد شد. چون مقدار جایزه تعیین شده هم خوب بود این طرح خیلی زود نتیجه داد و تقریبا هیچ ماری در خیابانهای دهلی نو دیده نمی شد اما با گذشت روزها, مردم همچنان لاشه مارهای کبرا را می آوردند تا جایزه بگیرند. بالاخره دولت فهمید که عده ای از افراد سودجو اقدام به پرورش مار کبرا کرده اند تا با تحویل لاشه آنها به دولت پول بگیرند. حکومت بریتانیایی , طرح را تعطیل کرد. پرورش دهندگان هم در مقابل , همه مارهای کبرایی را که پرورش داده بودند در خیابانهای دهلی نو رها کردند و به این ترتیب تعداد مارها از قبل هم بیشتر شد.

میرویم به ویتنام ۱۲۰ سال قبل:
در سال ۱۹۰۲ در زمانی که ویتنام تحت حاکمیت استعماری فرانسه بود دولت دست نشانده ویتنام برای کاهش موش ها در هانوی پایتخت کشور، برنامه اعطای جایزه برای هر موش کشته شده را اعلام کرد. طبق این برنامه. کافی بود تا دم موش به مراکز تعیین شده آورده شود. برنامه با موفقیت در جریان بود تا اینکه مقامات متوجه شدند که تعداد موش ها کم نشده اما بدون دم هستند. بله. موش گیرهای هانوی پس از گرفتن موش ها فقط دم آنها را قطع می کردند و موش ها را زنده رها می کردند تا به تولید مثل ادامه بدهند.

حالا به آمریکا می رویم بعد هم به افغانستان:

در سال ۲۰۰۷و ۲۰۰۸  یک پایگاه ارتش آمریکا در فورت بدینگ در جورجیا برای کاهش شمار خوک های وحشی اعلام کرد که به ازاء دم هر خوک وحشی که تحویل پایگاه داده شود چهل دلار جایزه خواهد داد. عده ای از سودجویان دم خوک ها را از قصابی ها با قیمتی ارزان خریدند و تحویل پایگاه دادند و سود خوبی کردند. علاوه بر این تعداد زیادی از شکارچیان صرفا برای تفریح به شکار خوک وحشی رفتند. آنها برای به دام انداختن گله خوک ها ، غذاهای مورد علاقه خوک ها را بردند اما فقط خوک های نر بزرگ را شکار می کردند که تاثیر بسیار جزئی در میزان زاد و ولد خوک ها دارد. همین کارها باعث شد که در تعداد خوکهای وحشی در منطقه ، کاهشی مشاهده نشود و طرح شکست خورد.

حالا بریم افغانستان و زرنگی افغان ها را بشنویم:

ویدئو را با بیان طرح نابودی مزارع خشخاش در افغانستان به پایان می بریم.

در سال ۲۰۰۲ مقامات بریتانیایی در افغانستان به کشاورزان افغان پیشنهاد کردند تا در ازاء نابودی مزرعه خشخاش خود، ۷۰۰ دلار پول نقد دریافت کنند. بریتانیا با این برنامه می خواست کشاورزان افغان را تشویق کند تا خشخاش هایشان را نابود کنند. اما نتیجه برعکس شد. کشت خشخاش بیشتر از قبل شد چون کشاورزان افغان برای دریافت این پول نقد ، تا جایی که توان داشتند خشخاش کاشتند. عده ای از افغانها هم زرنگی کردند. چون اول شیره خشخاش ها را برداشت کردند و بعد بوته های بی مصرف را نابود کردند و ۷۰۰ دلار هم جایزه را دریافت کردند. به عبارتی با یک تیر دو نشان زدند. به این ترتیب مدتی بعد هم بریتانیا اجرای این طرح را کنسل کرد.