برای قوی بودن در زندگی و پیشرفت

در همین ابتدا لازمه گفته بشه که اگر از وضع فعلی تان در زندگی ناراضی هستید, پس از خواندن این نوشته، به احتمال قوی از بعدی دیگر به زندگی و خودتان نگاه خواهید کرد. مطالبی هم که گفته می شود از زبان کارشناسان جمع آوری شده و حرفهای من درآوردی نیستند.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

شاید همیشه و یا در مقطعی از زندگی خود, با این تفکرات درگیر بوده‌ایم و درگیر هستیم که اگر در یک کشور دیگر مثلا دانمارک به دنیا آمده بودم الان در یک موقعیت شغلی و مادی خیلی متفاوتی بودم. اگر پدر و مادرم من رو به یک مدرسه و دانشگاه خوب فرستاده بودند الان شغل و درآمد خوبی داشتم. اگر در محیط خوبی بودم و اطرافیانم خوب بودند من وضعم خیلی بهتر از این می شد.اگر رفتار پدرم با مادرم خوب بود من هم یک پدر خوب یا مادر خوبی می شدم. و اگر و اگرهایی شبیه به این. آیا این اگر گفتن ها درست هستند یا این که مسئولیت وضع خودمان را باید خودمان به گردن بگیریم ؟

در این متن , با مثالی ساده, در مورد اهمیت مسئولیت پذیری و به دست گرفتن کنترل زندگی بحث می کنیم. شعار نیست یا چیزی غیر قابل اجرا هم نیست. بدون هیچ پیش داوری , متن را تا پایان بخوانید یا ویدئو را ببینید و پس از آن دقیقه ای بیاندیشید و بعد نظر خودتان را بنویسید.

اگر با خودمان هی تکرار می کنیم که اگر پدرم من را به یک مدرسه و دانشگاه خوب می فرستاد من می توانستم به درجات عالی برسم . با این حرف در واقع پدر را مسئول وضع فعلی می دانیم. یا اگر می گوییم که اگر در کشوری دیگر مثل دانمارک و نروژ به دنیا می آمدم الان در بهترین جاها بودم. با این حرف , جغرافیا و مکان تولد و مکان زندگی را مسئول وضع فعلی می بینیم. اگر می گوییم که دولت , مملکت را خوب اداره نمی کنه اگر دولت خوبی داشتیم من الان با استعدادی که دارم تو پست و مقام خوبی بودم. با این حرف , دولت را مسئول وضع فعلی خودمان دانستیم. اگر خانواده خوبی داشتم من هم می توانستم بعد از ازدواج , خانواده خوب و صمیمی داشته باشم. اگر مشکل مالی نداشتم اعصابم راحت تر بود و در زندگی خوش بودم.  این جمله را همیشه به خاطر داشته باشیم که , هر کسی یا چیزی را که مسئول وضع فعلی خود بدانیم در واقع کنترل زندگی خود را به آن سپرده ایم.

پدر و مادر , کشور و دولت و دوستان و حتی ژن خودمان را می توانیم مسئول وضع زندگی خودمان بدانیم ,خیلی راحت ,  دست روی دست بگذاریم و هرچه پیش آید خوش آید ! و البته هر لحظه هم مشغول بدوبیراه گفتن به زندگی باشیم.

همیشه دیگران را مقصر می دانیم و به همین دلیل هم مشکل را نمی بینیم و در نتیجه نمی توانیم آن را حل کنیم.  پس چه باید کرد؟ باید مسئولیت پذیر باشیم. اگر از وضع فعلی‌ام ناراضی هستم باید بپذیرم که خودم مقصر هستم . دیگران هم ممکن است کمی مقصر باشند اما این کمکی به وضع ما نخواهد کرد. اولین کار این است که مسئولیت وضع فعلی‌مان را خودمان بر عهده بگیریم و بعد این سئوال را از خودمان بپرسیم که برای تغییر این وضع چه باید بکنم؟ همین جا متذکر شویم که ممکن است خیلی از ما, بگوییم که وضع کشور, خانواده و شرایط را نمی توان نادیده گرفت . بله این حرف درست است اما با تمام این حرف ها باز هم می توانیم کنترل زندگی خود را در دستان خودمان بگیریم و تا جایی که امکان دارد در مسیری درست قرار بگیریم.

یک مردی در پارک دو دختر بچه یازده و سیزده ساله را به هنگامی که در پارک مشغول بازی بودند به قتل رساند. مرد قاتل توسط پلیس دستگیر می شود. به هنگام انتقال او به اداره پلیس , یکی از خبرنگاران از او پرسید چرا دو دختربچه بی گناه رو موقع بازی در پارک کشتی؟

جواب مرد قاتل بسیار عجیب بود. اون گفت: من دوران کودکی بسیار سختی داشتم. خیلی بد گذشت. پدر و مادرم هر شب مشروب می خوردند و من و برادرم را کتک می زدند. نه از پدرم و نه از مادرم , محبت ندیدم. در شرایط خیلی بدی بزرگ شدم. نتوانستم درس بخوانم و کار درست و حسابی هم گیرم نیامد. در پارک وقتی دیدم اون بچه ها خیلی خوشحال , مشغول بازی کردن هستند ناگهان دوران بد کودکی خودم را بیاد آوردم و حالم بد شد و آنها را کشتم.

آیا حق با قاتل بود و اون تقصیری نداشت؟ خبرنگاران برادر قاتل را پیدا می کنند. به وضع زندگی او که نگاه می کنند می بینند وضع بسیار خوبی دارد و یک وکیل بسیار موفق شده است. ازدواج کرده و فرزندانی دارد و در زندگی بسیار خوشبخت است و برای بچه هایش پدر بسیار خوبی است.

خبرنگار از او می پرسد که تو و برادرت در یک خانه و در شرایط یکسان بزرگ شدید اما برادرتان قاتل شده است . اما وضع و شرایط شما با برادرتان فرق دارد. میشه دلیل این تفاوت رو بگید؟

برادر قاتل جواب می دهد که : برادرم را نمی دانم اما من در همان دوران بد کودکی , با دیدن رفتار بد پدر و مادرم , همیشه با خودم می گفتم که وقتی بزرگ بشوم من مثل اینها نمی شوم. من از رفتارهای پدر و مادرم درس گرفتم. خوب و بد را فهمیدم. به نظرم برادرم رفتارهای بد پدر و مادرمان را بعنوان یک بهانه برای بد بودن وضع خودش قرار داده . من از رفتار اونها یاد گرفتم که چه کارهایی را نباید انجام بدهم و با این طرز فکر , به اینجا رسیدم.

برادر اول , پدر و مادر را مسئول وضع بد خود دانست و عاقبت اش آن شد. و برادر دوم که مسئولیت زندگی خودش را , بر عهده گرفت و همیشه با خودش فکر کرد که برای این که مثل پدر و مادرش نشود و سرنوشت خودش را تغییر بدهد چه کارهایی را نباید انجام بدهد و کنترل زندگی اش را بدست گرفت.

حتما بارها شنیده ایم که می گویند "خوبی خوبی میاره" . اگر جوابتان این است که "به هر کس خوبی کردیم بدی دیدیم" باید گفت که حق با شماست اما شاید خیلی از آن افراد لیاقت خوبی دیدن از شما را نداشتند. پس اکنون روشی را توضیح می دهیم که بعد از پایان دوره , شاهد دقیق بودن جمله "خوبی, خوبی میاره" خواهید بود.

 صبح ها وقتی از خواب بیدار می شویم همیشه دست و صورتمان را می شوییم و لازم نیست کسی آن را به ما تذکر بدهد یا آن را کار سختی به حساب نمی آوریم. اتوماتیک وار انجام می دهیم و پس از آن احساس خوبی هم به ما دست می دهد. چرا؟ چون این کار را برای خود به صورت عادت درآورده ایم و روتین شده است. اگر انجام ندهیم احساس خوبی نداریم. حال اگر در زندگی احساس می کنی که دوستان زیادی نداری , با همسر خود رابطه خوب و عاشقانه نداری و یا با پدر و مادر یا فرزندان خود رابطه خوبی نداری , حتی وضع مالی خوبی نداری ,  این روشی که اکنون توضیح داده خواهد شد را در پیش بگیرید. مطمئن باشید که برای شما مفید خواهد بود.

یک دفترچه کوچک خوش رنگ و حداقل نود صفحه ای تهیه کنید. چون این روش نود روز باید اجرا بشود. در پایان این نود روز خواهید دید که  چه تغییرات بزرگی در زندگی و روابط شما ایجاد شده است. با این روش انجام کارهای خوب و مثبت برایمان به یک چیز کاملا روتین درمی آید و و در پی آن به چشم خواهی دید که از نظر مادی هم , فرصت های جدید پیش می آیند و قدم های جدیدی برای پیشرفت برخواهید داشت.

این روش رو حالا توضیح بدیم. هر روز صبح فقط چند دقیقه زمان بگذارید و پنج مورد از کارهای خوبی که دیروز انجام داده اید را به صورت مختصر در دفترچه ای که تهیه کرده اید بنویسید. لازم نیست کارهای خیلی بزرگی باشند. اگر این روش را برای وضعیت عمومی خودتان انجام می دهید و دوست دارید در وضعیت عمومی خوتان تحول ایجاد کنید کارهای خوب تان هم باید در این جهت باشد و آنها را یادداشت کنید و اگر فقط به تحول در رفتار با اعضای خانواده است باید کارهای مثبتی که در این زمینه انجام داده اید را بنویسید.

بعنوان مثال؛ به دوستم زنگ زدم و حالش را پرسیدم. از دوست یا خویشاوندی که مریض بود عیادت کردم. فلانی را به خوردن قهوه یا ساندویج دعوت کردم. به یک نابینا برای عبور از خیابان کمک کردم. یا با همسرم تماس گرفتم و خسته نباشید گفتم. یا یک کادو خریدم و امثال این کارها.

ساده بودند مگه نه ؟ درسته . اما شاید با خودتان بگویید من هر روز این نوع کارها را می کنم و نیازی هم به یادداشت کردن نیست. اما اشتباه شما همینجاست . با نوشتن , هم کارهایی که می نویسید را ملکه ذهن خود می کنید و انجام کارهای مثبت همانند شستن دست و صورت در صبح ها , به یک عادت اتوماتیک تبدیل می شود و هم این که می فهمید که از نوشتن کارهای تکراری هر روز , خودتان هم خسته می شوید و دوست دارید موارد جدیدتری را یادداشت کنید بنابراین به فکر انجام کارهای خوب جدید می افتید . و این را به شما قول می دهیم که بعضی روزها خواهد بود که کارهای خوب تان به پنج عدد نمی رسد و مجبور می شوید برای این که فردا صبح بتوانید 5 مورد را کامل کنید تا قبل از پایان آن روز کاری هرچند کوچک را انجام بدهید.

اما این روش یک شرط اساسی دارد. هر روز باید به طور مرتب انجام شود و حتی اگر یک روز نوشتن را فراموش کردید یا شرایط اجازه نوشتن نداد باید نود روز را از نو شروع کنید.

یک نکته طلایی را هر گز فراموش نکنیم. اگر مثبت اندیش باشیم و کارهای خوب و مثبت انجام بدهیم افراد مثبت و خیررسان را به طرف خودمان جذب می کنیم. وقتی انجام کارهای خوب برای ما به یک عادت روتین در بیاید آنوقت تحولات آغاز می شوند و پس از مدتی خواهید دید که اطراف شما پر از آدم های خوب است و با انسان های بسیار خوبی مراوده دارید. آدمهایی که از نظر مادی هم موجب پیشرفت شما خواهند شد. حتما تا به حال متوجه شدید که به هر چیز منفی و بدی که فکر می کنید و سعی می کنید از آن فرار کنید همان اتفاق بد برای شما می افتد؟! چون بدی , خیلی زودتر  بدی را جذب می کند و افکار منفی همانند یک آهن ربا , اتفاقات بد را بسوی شما جذب می کنند. پس مثبت فکر کنیم و انجام کارهای مثبت را برای خودمان به یک عادت روتین دربیاوریم تا همیشه شاهد اتفاقات مثبت و خوب باشیم.

در بعضی از خانواده ها می بینید که دو برادر با آن که در شرایط یکسان بزرگ شده اند اما مثل هم نیستند. یکی آدم خوبی است و دیگری منفی. اگر کمی با آنها صحبت کنید خواهید دید که یکی از هر چیزی درس گرفته و دیگری تقصیر را به گردن دیگران می اندازد. مثل جریانی که در اوایل ویدئو گفته شد.

پایان